X
تبلیغات
وقت بودن
سلام سال نو سال خوبي باشه برا همه .. رو سخن تازه بگو تا دو جهان تازه شود ...پروانه و ارمغان تمام شد و اميدوارم باقيات الصالحات همه كساني باشه كه در ساختش به ما كمك كردند.. اگه دوستان  مطلب جالبي درباره سلفي ها دارن ممنون مي شم بخونم.. البته نه از خشونتشون بلكه ماجرا و اتفاقات خاص.. 
نوشته شده توسط جلیل سامان در پنجشنبه هفتم فروردین 1393 |
جهت گيري صدا و سيما در مخالفت با پروانه كاملا مشهود است چه در جشنواره  و چه در اين برنامه سه ستاره.. من مي دانم چرا.. اما اهميتي ندارد اميدوارم همكارانم در اين سريال دلسرد نشوند پروانه سال ها در قلب بيننده باقي خواهد ماند و انشالله تاثير خوبي در زندگي آنها خواهد گذاشت اين بهترين  اتفاق است.. 

نوشته شده توسط جلیل سامان در جمعه شانزدهم اسفند 1392 |
سينما تابعي از شرايط جامعه است هرچند معمولا خيلي از جامعه عقب تر است حركت انقلاب و حوادث بعد از آن انقدر پر شتاب بوده است كه هيچگاه هنرمندان نتوانستند سر بزنگاه حاضر شوند خصوصا در حوزه سينما
اما اين روزها مطرح شدن اميد نشان از فقدان آن است.. حالا توقع مي رود كه سينما در اين وضعيت به عنوان مرهمي به داد مردم و مسؤلان برسد.. آن هم يك سينماي بيمار با مديراني كم توان  و اراده هايي غير فرهنگي..


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جلیل سامان در دوشنبه پنجم اسفند 1392 |
آنونس پروانه با كيفيت خوب 

http://www.youtube.com/watch?v=Pm2ccmvrCPc&sns=em

نوشته شده توسط جلیل سامان در سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392 |
حس عجيبي دارم براي قسمت آخر اين پايان انگيزه من از ساخت سريال بود.. شنيده بودم يك زن و شوهر در خانه تيمي محاصره مي شوند ...فرزندشان را توي زنبيل مي گذارند و با طناب مي فرستند بيرون.. بعد هم در كنار هم جان مي دهند.. خيلي تحت تاثير اين لحظه قرار گرفتم و اينطور شد كه سريال پروانه ذره ذره شكل گرفت.. من پروانه را با تمام وجودم ساختم.. همه گروه اينطور بودند.. شرايط توليد بسيار بدي داشتيم .. همه اش برايم كابوس بود.. اما ارزشش را داشت.. من امشب هم با همه خانواده اشك ريختم.. براي اين تراژدي .. براي اميرها و پروانه ها و براي آن كودكي كه... يا صاحب الزمان اين تلاش جانكاه و ناقابل را از ما قبول كن و در درگاه خداوند شفيعمان باش ..

نوشته شده توسط جلیل سامان در شنبه نوزدهم بهمن 1392 |
پست قبلي را فراموش كنيد در خانه اگر كس است يك حرف بس است..مشتاقانه نظراتتان را در خصوص ارمغان تاريكي و پروانه مي خوانم

نوشته شده توسط جلیل سامان در دوشنبه چهاردهم بهمن 1392 |
متأسفم سريالي كه با مشقت و در قحطي مالي سازمان ساخته شده به شكلي تحقير آميز در شبكه آي فيلم پخش مي شود ما براي تك تك پلان هاي فيلم جهاد گونه تلاش كرده ايم و مميزي هاي لازم قبل از پخش از شبكه سوم سيما انجام شده است سانسور مجدد سريال هنگام پخش مجدد بي احترامي به شعور مخاطب ، سازندگان و رسانه است هر اثري به شكل كامل داراي هويت است از بسم الله تا پايانش .. حذف چند سكانس از فيلم به دليل وجود موسيقي زمينه و حذف تيتراژ يا نصف و نيمه پخش كردن تيتراژ.. و قطع برنامه در لحظه نا مناسب براي آگهي بازرگاني نهايت غير حرفه اي بودن پخش در شبكه آي فيلم است من از پخش سريال پروانه از اين شبكه راضي نيستم سريالي كه با كيفيت فول اچ دي ساخته شده با كيفيتي بسيار نازل پخش مي شود.. تقريبا يك سي ام كيفيت اوليه! اين در حالي است كه شبكه هاي تركيه هم براي برنامه هاي نازل و سخيف خود پخش اچ دي را در نظر گرفته اند اين به نظر من فاجعه بزرگي است و نشان از مديريت متناقض رسانه است.. من براي هربار پخش كارم از رسانه بايد چهار چشمي مواظب باشم و بجنگم؟ خسته شدم... !اميدوارم روزي برسد كه انتخاب هاي شايسته تري براي مديريت هاي بي رقيب سازمان در نظر گرفته شود..

نوشته شده توسط جلیل سامان در جمعه چهارم بهمن 1392 |
دير رسيدم به يزد.. وقتي از در وارد شدم خانه شلوغ بود كمي طول كشيد كه فريد را ببينم.. در خانه اي كه بيشتر شبيه حسينيه بود و هنوز پارچه هاي سياه را جدا نكرده بودند عده اي دور فريد را گرفته بودند انگار شصت سالش شده بود شوك زده بود و بعد از آنكه از تشييع جنازه بازگشته بود لال شده بود بغلش كردم نشناخت.. همه اطرافيان را به گريه انداخته بود انگار مشاعرش را از دست داده بود خواستيم برسانيمش اورژانس خميده ،سنگين و كشان كشان خودش را تا جلوي در رساند..داخل ماشين نشستم كنارش تا ماشين اورژانس بيايد شايد اگر اشك مي ريخت به خود مي آمد گوشيم را روشن كردم و موسيقي ارمغان را  روشن كردم ناگهان همان نگاه آشنا آشكار شد بغض كرد و تركيد آن وقت بود كه من را شناخت.. و در آغوشم گريست.. در حالي كه نام حسين (ع) از زبانش نمي افتد..اثر فاخري كه از عمق وجودش جوشيده بود مرهم خودش هم شد..فريد سعادتمند آهنگساز قدرنشناخته ما حالش بهتر است و انشالله در آينده هم آثار جاويدي خواهد ساخت.. خدا مادرش را قرين رحمت كند..

نوشته شده توسط جلیل سامان در چهارشنبه دوم بهمن 1392 |
نظرات مختلف را خواندم هر كدام كمك خوبي براي من است.. من هر دو كار را دوست دارم هر كدام كم و زياد نكات مثبت و منفي دارند.. اينجا را مي گذارم براي نقد و نظر دوستان براي هر دو كار پروانه و ارمغان تاريكي 

نوشته شده توسط جلیل سامان در سه شنبه یکم بهمن 1392 |
سلام  به همه كساني كه تا حالا سلامشون رو جواب ندادم... 

    از تبريكات صميمانه تشكر مي كنم ..اما بايد بگويم شخصا به  جشنواره ها اعتقادي ندارم همانطور كه عدالت همه چيز را در جايگاه حقيقي خود قرار مي دهد بي عدالتي در ارزيابي و قضاوت داوران تاثير مخربي دارد.. بنابراين كار عاقلانه را كسي مي كند كه در صورت كسب عنوان  بيش از حد مسرور نشود و در صورت ديده نشدن مايوس ...هر چند اين كار براي كساني كه ماه ها و سال ها براي كارشان خون دل خورده اند..دشوار است.. 

       من در خصوص برگزيدگان نظر ديگري داشتم.. محمد افسري بي شك بهترين تصويربردار تلويزيون است و در هر دو كار بهترين بود.. فريد سعادتمند عالي بود .. سارا بهرامي حامد كميلي امير آقايي فريبرز گرمرودي نيما رئيسي مهدي سلوكي هر كدام خوش درخشيدند.. مي شود گفت پروانه را نديدند..ما پروانه را در قحطي بودجه سازمان ساختيم.. بگذريم.. كار صحيح را آن مي كند كه نظر هيأت داوران را مبناي قضاوت كار خود و ديگران قرار نمي دهد مي خواهم از همه همكارانم خصوصا كساني كه در پشت صحنه مجاهدانه ياريم كردند صميمانه تشكر كنم و برايشان آرزوي موفقيت بيش از پيش داشته باشم...

نوشته شده توسط جلیل سامان در پنجشنبه بیست و ششم دی 1392 |
ارمغان تاريكي رو دارن از آي فيلم پخش مي كنند ساعت. 1:30   ----     9:30    ------  17:30

البته توي سايت آي فيلم ساعت پخش رو چيز ديگه اي نوشته

http://www.ifilmtv.com/farsi/schedule/

ضمنا خوشحال ميشم نظراتتون رو اينجا بنويسيد:

http://www.ifilmtv.com/Farsi/Serie/63/

نوشته شده توسط جلیل سامان در پنجشنبه دوازدهم دی 1392 |

قسمت ششم

 

  1. روز ، خارجی ، خیابان

    پروانه با سرو وضعی دگرگون از خانه فرار کرده است.. او دنبال امیر می گردد..می رود سر قرارهای قبلی اما نمی تواند ارتباط بگیرد.. نمی داند چطور باید او را پیدا کند..  سرانجام در یک فروشگاه جایی که فکر می کند کسی هست که امیر را می شناسد نا امید پیغامی را می رساند با این امید که به امیر برسد..


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جلیل سامان در دوشنبه نهم دی 1392 |

قسمت پنجم

 

 (5.1 روز ، داخلی ، ساواک

دستی که اتو می کشد.. و کاغذ مرعی می شود.. ما کاغذ را دنبال می کنیم تا اتاق بازجویی که پروانه در بکراند و فلویی دیده می شود..


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جلیل سامان در دوشنبه نهم دی 1392 |

قسمت چهارم

 

    1. روز ، خارجی ، پارک محل قرار

      هنگامی که پروانه می آید امیر را نمی بیند و می رود کمی آنطرف تر امیر خودش سراغ او می رود در واقع این شگرد او برای رد گم کردن بوده است..امیر با مهارت خاصی تغییر لباس داده..


ادامه مطلب
نوشته شده توسط جلیل سامان در دوشنبه نهم دی 1392 |
هر چند با تاخیر به وعده ام عمل کردم این هم قسمت سوم پروانه البته در شماره سکانس ها اشکالاتی وجود دارد که دوستان عذر من را موجه بدانند فرصتش را نداشتم مرتب کنم
ادامه مطلب
نوشته شده توسط جلیل سامان در دوشنبه نهم دی 1392 |
هر چه بيشتر در زندگي شهيد چمران دقيق مي شوم ..در اين عقيده راسخ تر مي شوم كه انسان نمي تواند بنشيند پاي كتاب و تلويزيون و اينترنت و آدم بشود.. اخلاق با فكر سرايت مي كند اما با عمل ملكه آدم مي شود.. نيروي فوق العاده اي بايد داشته باشي كه زير بار زور نروي وگرنه طبيعي است همه از حرف زور بدشان مي آيد.. آنچه چمران را چمران كرد نه فقط مطالعه و شركت در مسجد و منبر و دانشگاه بود.. چمران گرسنگي كشيده بود.. فقر را با تمام وجود حس كرده بود.. ترس و خفقان را در واقعه ١٦ آذر با گوشت و خون تجربه كرده بود.. بدنش زير چكمه ارتش له شده بود.. چمران سايه سنگين نخوت صاحبان ساختمان هاي سر به فلك كشيده را در آمريكا بر شانه هايش تحمل كرده بود پليس آمريكا او را بر سنگفرش و پله هاي سازمان ملل كشيده بود.. چمران با خانواده اش در مصر گرسنگي را تحمل كرده بود.. با شيعيان يتيم لبنان اشك ريخته بود خون داده بود..و چه رنج ها.... بي جهت شكوه مي كنيم كه چرا هرچه تلاش مي كنيم آدم حسابي نمي شويم.. بايد صفات و اخلاق را ازسر گذراند.. غير اين مثل مؤمنيني مي شويم كه با اندك پست و مقامي و وعده وعيدي به چپ و راست مايل مي شويم.. صراط مستقيم مرد مي خواهد و مرد مردانگي..

نوشته شده توسط جلیل سامان در جمعه بیست و دوم آذر 1392 |

امروز صبح داشتم نگاهي به مطالب وبلاگم مي انداختم و حيرت كردم از گفته هايي كه نيستم.. شايد لحظه اي و آني بوده و حالا نيست.. ما در زمان هاي مختلف حال و هواي متفاوتي داريم.. و احتمالا وقتي دست به قلم مي بريم و منتشرش مي كنيم كه فكر كنيم اين براي مخاطب ما خواندني خواهد بود و حس تحسيني ايجاد خواهد كرد.. اين خودنمايي و خوب نمايي است وگرنه آدمي لحظات نابخشودني بسياري دارد..خيلي آدم خوبي كه باشيم ...از صبح تا شب خدا مي داند دل چند تا بنده خدا را ميلرزانيم .. با كلاممان با نگاهمان با بوق ماشين و ترمز بي جايمان با جلوه گري و گاهي سكوت و لبخند مسخره مان.. با تاييد و حذف كامنت.. لااقل بگذاريد اين گناه آخري را در اين كامنت نكنم (نظردهي غير فعال است)

نوشته شده توسط جلیل سامان در شنبه شانزدهم آذر 1392
حضرت پيغمبر (ص) قسم ياد كرد اگر در ميان پيروان ما كسي طالب حاجتي باشد ،خدا به واسطه خواندن حديث كسا در اولين جمعه ماه صفر حاجتش را براورده ميكند.التماس دعا

اينم يه لينك خوب صوتي براي دعا:

http://www.sibtayn.com/fa/index.php?option=com_content&view=article&id=25336&Itemid=1672

نوشته شده توسط جلیل سامان در جمعه پانزدهم آذر 1392 |
داشتم به اين فكر مي كردم چرا حق با همه خوبيش جذاب به نظر نمي رسد لااقل براي همه جذاب نيست اگر بود سپاهيان امام حسين (ع) بيشتر از يزيد بودند و شيعيان بيشتر از اهل تسنن و مسلمانان بيشتر از ساير اديان.. به نظر مي آيد شيطان كارش را خوب بلد است پيامبر خدا را از بهشت كشيد بيرون تكليف ما كه معلوم است.. محور عمل انسان ها وقتي خرد باشد راه را پيدا مي كنند اما نفس انسان را به سمت بدي مي كشاند.. 
خاصيت هنرمند مسلمان اين است كه جذابيت هاي حق را برملا كند.. و اين كار آساني نيست.. يك عكاس غربي كافي است يك لباس نيمه برهنه تن جنس مؤنث بكند و عكس بگيرد.. ميليون ها بيننده پيدا مي كند اما ايجاد همين مقدار جذابيت براي عكاس مسلمان خلاقيت و تلاش بسياري مي خواهد از اين رو غلط است كه تعداد بيننده را معيار خوب و بد بودن اثري دانست.. سري به شبكه هاي اجتمايي و صفحات پر بيننده اينترنت كه بزنيد گفته ام را تصديق خواهيد كرد.. ما براي دختر و پسر جوانمان چه داريم؟ اين مي شود كه نسل پشت نسل فاصله مي گيرند از هم .. چرا بايد در جمهوري اسلامي هم ضريب نفوذ اينترنت مبناي توسعه يافتگي باشد؟! يا فروش امثال اخراجي ها.. منجر به توليد سلسله اي سخيف بشود.. من فكر مي كنم علي رغم توسعه علمي و ... در حوزه علوم انساني خصوصا رسانه بسيار عقب و وابسته ايم كاش امثال آويني بودند و مي نشستند تعريف خاص هنر توحيدي را در مي آوردند در حال حاضر متاسفانه ما هم همان مسير غربي ها را در پيش گرفته ايم.. شب و روز شماتت شان  مي كنيم ...اما به آغوششان مي دويم.. خدا عاقبت همه ما را ختم به خير كند

نوشته شده توسط جلیل سامان در جمعه هشتم آذر 1392 |
با اينكه هنوز از تحقيقات راضي نيستم كار نگارش اوليه آن را شروع كرده ام اميدوارم تا آخر اين ماه خلاصه داستان آماده شود تا اينجاي كار كه بد نشده  اما رسيده ام به لحظات حسي در لبنان .. حتي تصورش برايم آزار دهنده است.. خدا ظرفيتش را بدهد..

نوشته شده توسط جلیل سامان در پنجشنبه هفتم آذر 1392 |
داشتم تاريخ ملي شدن نفت و كودتاي ٢٨ مرداد را مي خواندم سرم سوت كشيد از اين همه اشتباه از همه جناح ها..عجب تاريخ تلخي داريم هر وقت يك حركت انقلابي مي شده به تحريك اجانب و بوسيله خود مردم به اضمحلال كشيده شده است از مشروطيت تا قيام جنگل و مصدق و كاشاني  و خياباني.. و البته خامي مردم و انقلابيون .وجه مشترك همه

به عقب تر كه برگرديم موضوع غدير و جانشيني حضرت پيامبر(ص) را مي بينيم كه به واقعه عاشورا منجر شد و بسياري فجايع ديگر..
حاكميت جهل.. و عوامفريبي!!! هشت سالش را هم تازه پشت سر گذاشتيم..آمارش را كم كم بروز مي دهند.. متاسفم براي خودم و براي مملكتم كه گاه گاه به دست نا اهلان مي افتد مي آيند و مي روند مردم قرباني مي شوند و آنها همچنان بر كرده شان افتخار مي كنند..اميدوارم تكرار نشود و مگر مي شود كه نشود -تا وقتي اين هيولاي درون مي جنبد!
نوشته شده توسط جلیل سامان در سه شنبه چهاردهم آبان 1392 |
ديشب خواب عجيبي ديدم با هيولايي مواجه بودم كه هر كاري مي كردم از بين نمي رفت بسيار قدرتمند بود و من براي از پا انداختنش بايد شش دانگ حواسم و تمام قدرت بازويم را جمع مي كردم بسيار هم با هوش بود از هر فرصتي براي احياي خودش استفاده مي كرد.. خلاصه تمام شب را در حال دست و پنجه نرم خرد كردن با او بودم تا ساعت گوشيم زنگ زد.. نمي دانم چرا بلافاصله به ذهنم رسيد اين هيولا هواي نفس است.. هيچوقت نمي تواني مطمئن شوي از شرش ايمن هستي و با خيال راحت زندگيت را بكني.. تا آخر عمر بايد درگير باشي با آن.. 

نوشته شده توسط جلیل سامان در سه شنبه چهاردهم آبان 1392 |
به لطف خدا امروز با رمي جمرات آخرين عمل حج را انجام دادم در مسير رفتن به اين فكر مي كردم اگر به باطن اعمال حج توجه نشود و اگر حاجي نفسش را به ميدان اين تجربه الهي نياورد چقدر شبيه جاهل هاي قبل از شروع تمدن مي شود عده اي بي مهابا با شتاب مسيري را مي روند و سنگريزه هايي را به نقطه اي مشخص پرتاب مي كنند.. اين تصوير همانقدر بدوي به نظر ميرسد كه بالا و پايين پريدن هاي آفريقايي ها! واگر حاجي با نيت صحيح و شعور دست به كار نشود قافيه را بدجور باخته است.. 

    هر چند در اين سفر تلاش كردم فضولي نكنم عكس نگيرم و..مخاطب.. باشم اما ناخودآگاه ذهن نقادم وارد كار مي شد.. درباره حج حرف هاي زيادي دارم اگر مجالش پيش مي آمد مينوشتم همينقدر فهميدم كه بزرگترين فرصت جهان اسلام را به راحتي از دست مي دهيم هر سال..اما اميدوارم حداقل خودم يكي از بزرگترين فرصت هاي زندگي ام را از دست نداده باشم..

همگي را دعاگويم.. 

مكه مكرمه

نوشته شده توسط جلیل سامان در پنجشنبه بیست و پنجم مهر 1392 |
اينجا آدم با واقعيت نفسش مواجه مي شود وقتي كه بايد همه چيزهاي اعتباريت را بگذاري و ديگر هيچ نداري جز آنچه از صبر و يقين و اخلاص به دست آورده اي.. اينجا شيطان از همه جا بيشتر فعاليت مي كند او كه از ابراهيم پيامبر خالص خدا هم مايوس نشده بود..
تمام مشكلات جهان اسلام اينجا با آدم هايي كه از همه جا آمده اند به چشم مي آيد تمام برتري جويي ، خودخواهي و جهل و فقر آدم ها.. و اگر توان درك و تميز نداشته باشي زخمي عميق تر در اعتقاداتت بوجود مي آيد غير قابل التيام..
   و اينجا همه خوبي ها جمع است بهترين اعمالي كه بهترين انسان ها انجام داده اند به شكل مناسك در آمده سعي هاجر ، قرباني ابراهيم .. و و و آنچه كه من بايد بفهمم واقعيت نفسم است. اين كه كوله بارم از توشه خاليست خالي...

نوشته شده توسط جلیل سامان در پنجشنبه هجدهم مهر 1392 |
هر چه بيشتر فكر مي كنم كمتر مي فهمم..ما از روح ، ذات خدا و قضا و قدر الهي و بسياري از عوالم آفرينش نيز بي خبريم جز آنچه كه خودش گفته.. و اينجاست كه معناي تسليم بودن روشن ميشه.. دست و پا زدن براي فهم بسياري از علوم و حكمت هاي خداوند مثل تلاش يه مورچه است براي درك رابطه فيثاغورث..  و باور اينكه در مقابل خدا از مورچه ام كمتريم شايد براي انسان "انسان محور "مشكل تر از درك مورچه از رابطه فيثاغورث باشد!
... اگر خداوند بخواهد تا چند روز ديگر به حج مشرف خواهم شد مي گويند انجام حج نهايت تسليم بودن است حداقل به شكل نمادين اميدوارم بر اعمالمان نيز سرايت كند 
از هر كس كه ممكن است آزاري از من ديده باشد طلب عفو مي كنم.. و دعاگويتان هستم انشالله...

نوشته شده توسط جلیل سامان در پنجشنبه یازدهم مهر 1392 |
هيچوقت نتونستم جواب همه سؤالام رو پيدا كنم هزاران چون و چرا دارم درباره اتفاقايي كه دور و برم مي افته.. دانش آموزاي شين آبادي ، مسافراي اتوبان قم، زلزله زدگان ، گرسنگان ، بيماران ، معلولان ،فقرا و در سمت ديگه مرفهين، اغنياء.. و هر چه بيشتر تجسم مي كنم و تفكر، اعتقادم راسخ تر ميشه كه نمي تونستم يكي از اونا باشم و بنده شاكري بشوم.. من نمي تونم نظام حاكم بر دنيا رو تفسير كنم جز اينكه باور كنم عدالت خدا در دنيا متجلي نميشه و چقدر خوبه كه عمر انسان فقط همينه.. خدايا اگر باور نداشته باشم بقاي نفس و دنياي ابدي را رنج دنيا و واقعيتش سخت يأس آور و بيهوده است.. خدايا ببخشم كه نمي تونم لذت ببرم از موهبت هاي فراواني كه نصيبم كردي وقتي تصور مي كنم ممكن بود يكي از اونايي باشم كه ناغافل به بدترين بلاها دچار بشم در حالي كه مستحقش نيستم.. خدايا فضوليم رو ببخش نمي فهمم..شايد يكي پيدا بشه جواب بدرد بخوري بده..

نوشته شده توسط جلیل سامان در سه شنبه دوم مهر 1392 |
رسوايي را نتوانستم تا آخر تحمل كنم ، واقعا حاصل سياست سطحي نگر و ضد فرهنگ عده اي ...است ..هيچوقت اينقدر شفاف موضع نمي گرفتم اما در اين مورد واقعا سكوت را جايز نديدم خصوصا كه از موضع حزب اللهي بودن و سينماي رسمي ساخته شده ..كاش ما منتقد و تحليلگراني داشتيم كه به موقع حرف حسابشان را بزنند نه مثل من اينقدر دير و بي فايده..
نوشته شده توسط جلیل سامان در شنبه شانزدهم شهریور 1392 |
تحقيقات شهيد چمران سخت درگيرم كرده است مواجهه با انساني وارسته و" خالص شده "هويتم را بدجور به چالش كشيده است و از طرف ديگر تقابل پنداشته هايم با واقعيت انقلاب و شخصيت هاي مرتبط ديدگاهم را دگرگون ساخته است خوب و بدش را نمي گويم كه من كمترفريفته سياسيون شده ام  اما به هر حال آنچه مي گويند و آنچه بوده و هست متفاوت است.. بعد از اين همه سال اميدوارم بشود واقعيت ها را ديد و بيان كرد..كه اگر نه، ظلم به نسل معاصر است..  اين روزها مجال پرداختن به فيلم و تلويزيون را ندارم رسانه براي من بعد از انديشه ، حس و حيرت پا به عرصه وجود مي گذارد..

نوشته شده توسط جلیل سامان در جمعه بیست و پنجم مرداد 1392 |
سحر توانستم پس از مدت ها ستاره ها را ببينم.. هوا تميز بود و مي شد بخش كمي از آنها را ديد بي كرانگي جهان را حس كردم و به خاطر معيوبم رسيد كه وقتي دنياي صنعتي آسمان شب را از ما مي گيرد عجب همه چيز زميني مي شود.. و به اين فكر كردم نابينايي چه هولناك مي تواند باشد.. و از آن سخت تر شايد اسارت در انفرادي باشد آنجا فقط به درونت رانده مي شوي پر از وهم و خيال و خاطرات .. و تنها جهان درونت مي تواند به فريادت برسد بسته به اين است كه چقدر وصل باشي به بيكرانگي..

نوشته شده توسط جلیل سامان در پنجشنبه هفدهم مرداد 1392 |
رمضان كريم مي گذرد و من به جز چند قرار با خودم دستاورد ديگري ندارم.. اين روزها درگير مطالعه و تحقيقم و هرچه جلو ميروم مقصد دور از دسترس تر مي شود.. فكر مي كردم در ارتباط با شخصيت بزرگي مثل چمران تحقيقات جامعي انجام شده باشد اما متاسفانه نشده و فكر ميكنم در ايران سراغ هر موضوعي بروي بايد از اول شروع كني اين مي شود كه كارها سريع به نتيجه نمي رسد چون قبلي ها مي خواسته اند زود به نتيجه برسند و اين عذاب اور است كه بخواهي قله اي را فتح كني كه ديگران پرچم شان را در انجا زده اند اما پايشان هرگز به آنجا نرسيده است..  شايد من هم نتوانم .. حتي شناخت همچين آدمي خيلي مرد مي خواهد فعلا مثل يك بيگانه فقط كتاب ها رامي خوانم با نزديكانش گپ و گفت مي كنم و دستاوردهاي ديگران را مي بينم هنوز دل به كوه نزده ام دارم مي سنجم ببينم توان صعود دارم يا نه.. و عجيب به  تمام تجارب كارهاي قبلي ام نياز دارم با سوسنگرد و قصه قرارگاه جنگ را تجربه كردم و با ارمغان و پروانه آن سال ها را..و اميدوارم اتفاقي نبوده باشد! با اين وجود تجربه كارهاي معاصر خصوصا در ارتباط با شخصيت هاي حقيقي ناموفق بوده.. و آدم را مي ترساند.. در مورد شهيد چمران پيچيدگي هاي بيشتري وجود دارد صدا و تصوير چمران را همه مي شناسند و اولين مشكل باور پذير كردن شخصيت اول است و البته دور و بر چمران پر از آدم هاي حقيقي و حقوقي كه همه شان شهرت دارند و حاشيه ها و ملاحظات سياسي عجيب و غريب.. و مني كه سر از سياست در نمي آورم و حاضر نيستم به خاطرش دروغ بگويم! و البته بخش مهمي از اين سختي اجرا به محدوديت هاي منابع مالي و انساني هم بر مي گردد..تا ببينيم در تقديرمان چه نوشته اند.. امسال  صرف مطالعه هم بشود چيزي از دست نداده ام حتي اگر فقط در ذهن من به بار بنشيند و ثمرش فقط براي خودم باشد..بي اغراق بگويم اگر چمران آنطور كه من مي شناسم ساخته شود نقطه عطفي در تاريخ رسانه ملي خواهد بود..و اگر پخش شود نقطه عطفي در تاريخ سياسي كشور!

نوشته شده توسط جلیل سامان در شنبه دوازدهم مرداد 1392 |
 
مطالب قدیمی‌تر